ارتقاء سطح آگاهي و فرهنگ شهروندان (مخاطبين عام) از محيط زيست بخصوص محيط زيست شهري

ارتقاء سطح دانش و اطلاعات مخاطبين عام از چگونگي حفاظت و بهسازي محيط زيست و داشتن شهري

پاك

گسترش فرهنگ و ارتقاء سطح آگاهي در زمينه رفتارهاي جايگزين و همسو با محيط زيست

گسترش روشها و بسترهاي آموزشي در جهت ارتقاء فرهنگ شهري و حفاظت از محيط زيست

پركردن شكاف‌هاي بين بينش و عمل در آموزش در جهت بهبود محيط زيست و دستيابي به زندگي سالم

مطلوب

نقش آموزش شهروندي در عدم استفاده از ظروف يك بار مصرف پلاستيكيباشد.

براي استفاده صحيح و مدبرانه از امکانات، بايد ابتدا دانش، مهارت و تجربه را در بين افراد و خانوارها براي حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف تقويت کرد و در اين صورت مي‌توان انتظار داشت که مصرف منابع درکشور بهينه شود.

از آنجائيكه دستيابي به توسعه پايدار در هر كشوري با آگاهي هاي عموم مردم آن جامعه ارتباط دارد، لذا آموزش مي‌تواند در اين امر بسيار موثر باشد.

آموزش محيط زيست بر اين اعتقاد است كه انسان مي‌تواند در سازگاري با طبيعت زندگي كند و در اين

راستا مي تواند تصميمات آگاهانه‌اي اتخاذ نمايد كه طي اين تصميمات به نسل‌هاي آينده نيز توجه شود.

توجه به نسل‌هاي آينده هدفي است كه هم در توسعه پايدار و هم در آموزش محيط‌زيست به عنوان هدفي

مشترك مطرح مي باشد. در فرهنگ اسلامي، بر پايه و اساس موازين شرعي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي و

فرهنگي از مناظر گوناگون بر پرهيز از اسراف تاكيد گرديده و حفظ منابع و موهبت‌هاي خداوند همواره موردتوجه قرار گرفته است. با عنايت به موارد فوق ضرورت دارد در شيوه‌هاي تهيه و مصرف كالا و مواد، تجديدنظر نموده و با رعايت اصول به اصلاح الگوهاي نادرست مصرف و توليد زباله بالاخص زباله‌هاي پايدارپرداخته شود، تا در گام اول در روند توليد زباله، تفاوتها و تاثيرات چشمگير و بسيار قابل ملاحظه‌اي را شاهد باشيم.

مهم‌ترين نكاتي كه در اين زمينه قابل ذكر و تاكيد مي‌باشد خريد و استفاده از لوازم و وسايل با عمر

طولاني و عدم استفاده از كالاهاي يك بار مصرف پليمري و مشابه است. 

 

ضرورت آموزش به كودكان و نوجوانان

  در این میان، آموزش محیط‌زیست به کودکان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چرا که کودکان نه تنها

مسئولیت نگاهبانی از زمین را به ارث می‌برند، بلکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه همچون ایران، حدود نیمی از جمعیت را تشکیل می‌دهند. افزون بر این، کودکان هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای صنعتی، در برابر اثرات تخریب محیط زیست، سخت آسیب پذیرند. در روند مشارکت در فعالیتهای مربوط به محیط‌زیست و توسعه، توجه خاص به کودکان و منافع ایشان ضروری است تا بدین طریق پایداری آتی هر اقدامی برای بهبود محیط زیست تضمین شود.

در عین حال، فرهنگ‌سازی و تشویق توسط مربیان و معلمان یکی از بهترین راهکارهای اصلاح الگوی مصرفاست،

 در این زمینه باید همواره تلاش هایی از سوی فرهنگیان صورت گیرد، چراکه دانش آموزان کنونی،

جامعه فردا را خواهند ساخت آموزش محیط‌زیست، آموزش دائمی و مادام‌العمر است، یکی از هدف های دراز مدت آموزش محیط‌زیست، ایجاد و گسترش فرهنگ و اخلاق پایدار زیست محیطی برای مشارکت شهروندان در پاسداری از محیط زیست خود و حل مسائل آن است. چنین فرهنگ و اخلاقی برای توسعه پایدار بوم شناختی لازم و ضروری است، در جهت نهادینه کردن تفکر حفاظت از محیط‌زیست توجه به چند نکته از قبیل مورد توجه قرار دادن رده‌های مختلف آموزشی از سطوح پایین سنی تا دانشگاه، آموزش عموم مردم، آموزش متخصصان و مدیران، توجه به موضوعات کیفی و کمی آموزش، توجه به مباحث فلسفی و زیر بنایی، اهتمام در پیشگیری از تمرکز بر مادیت فعالیتها و در نهایت در نظر داشتن ویژگیهای فرهنگی ملی و بومی ضرورت دارد.

 در حقیقت ویژگیهای فرهنگی در تبیین تعاریف، تدوین برنامه، شناسایی اهداف و هم در اتخاذ روشهای مناسب باید نقش مناسب خویش را ایفا کنند.

به طور کلی تا زمانی که اساس آموزش‌های زیست محیطی در شهرهای بزرگ بر پایه آموزشهای مستقیم

باشد، نه تنها شهروندان را به همکاری جلب نمی‌کند، بلکه در بعضی از موارد نیز آثار منفی بر جای می

گذارد. تشویق مردم محلی برای حل معضلات زیست‌محیطی محل زندگیشان بسیار كارآمد خواهد بود،

 چرا که انگیزه و حس مشارکت در آنان به دلیل اینکه مشکلات محلی خود بهتر درک می کنند، بیشتر وجوددارد و آگاهی نیز در پس این انگیزه و مشارکت آنان بارور می‌شود، مشروط بر اینکه شرایط لازم برای چنینمشارکتی فراهم شود.

منبع:

http://www.EChemica.com